شفیعی کدکنی

خرید بک لینک

ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران

بیداری ستاره در چشم جویباران

آیینه ی نگاهت پیوند صبح و ساحل

لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران

بازا که در هوایت خاموشی جنونم

فریاد ها برانگیخت از سنگ کوه ساران

ای جویبار جاری ! زین سایه برگ مگریز

کاین گونه فرصت از کف دادند بی شماران

گفتی: به روزگاران مهری نشسته گفتم

بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران

بیگانگی ز حد رفت ای آشنا مپرهیز

زین عاشق پشیمان سرخیل شرمساران

پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند

دیوار زندگی را زین گونه یادگاران

وین نغمه ی محبت بعد از من و تو ماند

تا در زمانه باقی ست آواز باد و باران

shookoolaty.blogfa.com...

ما را در سایت shookoolaty.blogfa.com دنبال می‌کنید

برچسب: شفیعی کدکنی,شفیعی کدکنی اشعار,شفیعی کدکنی شاملو,شفیعی کدکنی فروغ فرخزاد,شفیعی کدکنی بگو به باران,شفیعی کدکنی و شاملو,شفیعی کدکنی pdf,شفیعی کدکنی شعر عاشقانه,شفیعی کدکنی و مولانا,شفیعی کدکنی و, ای, نویسنده: بازدید: 107 تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 16:35

صفحه بندی