
xa0 بر هفت فلک، دو حلقه بستند نظّاره توست هر چه هستند برخیز هلانه وقت خواب است مه، منتظر تو آفتاب است در نسخ عطارد از حروفت منسوخ شد ایت وقوفت زهره طَبَق نثار بر فرق تا نور تو کی براید از شرق؟ خورشید، به صورت هلالی زحمت ز رهِ تو کرده خالی مرّیخ، ملازم یتاقت موکب روِ کمترین وِشاقت دُرّاجه مشتری بدان نور از راه تو گفته چشمِ بد دور کیوان عَلَم سیاه بر دوش در بندگی تو حلقه در گوش نظامی، «لیلی و مجنون» ................................ زیر پی، نخستین عرصه پیمود قمر رخ بر رکاب روشنش سود فروغی کامدی کر...
ادامه مطلب
xa0 آن شب که ماه بود و فروغ ستاره بود بر آسمان چشم تو ما را نظاره بود آن شب فضا ، همه عطر تن تو داشت هر رایحه ، ترانه ای از عشق می نگاشت آن شب نگاه تو غزل عشق میxa0 سرود ابیات آن نگاه ، به جان داد تار و پود آن شب تمام جان و تن آتش گرفته شد گل های عشق در بر ما ، نو شکفته شد آن شب که دست عشق تو و من به هم فشرد غم از میانه رفت و ره نیستی سپرد آن شب که فصل عشق ورق خورد در کتاب چشمان ما یکی شد و بیگانه شد ز خواب آن شب نشد فسانه و پاینده هست هنوز بر صفحه ی خیال ، درخشد بسانxa0 روز...
ادامه مطلب